ميرزا محمد حيدر دوغلات

178

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تطويل و تكرار مستحسن نبود ، فلاجرم اينجا مجمل نوشته شد و تفصيل آن را حواله به دفتر دويم « 1 » كرده شده است . اما شرح احوال عبد الرشيد خان در دفتر دويم « 2 » نيست ، اينجا مشروح گفتن مناسب نمود ( 83 پ ) در آن ايام كه خان در مغولستان بود با برادر خود سلطان خليل سلطان ، و منصور خان آمد در چارون چالاك مصاف واقع شد كه هزيمت به اين دو برادر افتاد و « 3 » بعد از انهزام نيز صورتى برآمد كه در مغولستان بودن ممكن نشد . بيچاره شده به اندجان آمدند و خان دربند افتاد و از آنجا گريخته به كابل رفت و پيش بابر پادشاه كه عمه « 4 » زادهء خان بود كه شرح اين جمله در دفتر دويم مشروح شده است . والدهء عبد الرشيد خان ، آحاد الناس قوم بود كه جهت خدمت در حباله نكاح آورده بود . در آن زمان در ملازمت خان بود ، وقتى كه خان در اندجان دربند افتاد ، فسقه اوزبكيه او را از خان جدا كرده بودند ، از خان هفت ماهه حامله بود به همين عبد الرشيد خان . بعد از آنكه خان به كابل رفت ، به بابر پادشاه ملحق شد به خان خبر آوردند « 5 » كه آن خادمه را وضع حمل با پسرى اتفاق افتاده است . خان اين حكايت را با پادشاه گفت . پادشاه فرمود كه نام او را عبد الرشيد كه استجاع 425 به سلطان سعيد خان دارد بگذاريد . مقصود ، نام نامى عبد الرشيد خان را پاد [ شاه ] گذاشته است . فلاجرم نفس مبارك آمده و جاى نشين چنان پدرى شده است . چون عمّم سيد محمد ميرزا در ولايت فرغانه با جانى بيگ ، سلطان اوزبك مخالفت كرده ، از شوايب اوزبكيه ولايت فرغانه را پاك پرداخت و كس پيش پادشاه به قندوز فرستاد و سلطان سعيد خان را آورد ، اين عبد الرشيد خان به دست فسقه اوزبكيه گرفتار بود ، در آن استيلا از آن قيد خلاصى يافته با پدر بزرگوار ملحق شد . چون خواهر بنده حبيبه « 6 » سلطان خانيش از سمرقند آمد و خان آن را در حباله نكاح آورد ، اين عبد الرشيد سلطان را با ايشان سپرد . وى در حجر تربيت و كنار مهر مادرى خود نگاه مىداشت « 7 » و

--> ( 1 ) . نت : - كرده نشده است . . . دويم . ( 2 ) . نت : - كرده شده . . . دويم . ( 3 ) . نت : - و . ( 4 ) . نت : عم . ( 5 ) . نت : آورده‌اند . ( 6 ) . نت : جليسه . ( 7 ) . نت : مادرى خود نكاح اميد داشت .